تبليغاتX
یادداشتها و مقاله های محسن سیروس

یادداشتها و مقاله های محسن سیروس

(( آزادی ، فرهنگ ، خرد جمعی ، برای توسعه ایران ))

 

هم کنشی بین رفاه مصرف کننده و حمایت از تولید ملی




دکتر فریبرز رئیس دانا
24 مرداد 1385

هدف این بررسی نشان داده راه های سازگار شدن رفاه مصرف کننده چای ایرانی در ایران و افزایش تولید و بهبود کیفی آن است . در واقع رفاه مصرف کنندۀ ایرانی می تواند تحت شرایط معین – که نیاز به برنامه ریزی و سیاستگذاری و هدایت منابع دارد – به گونه ای به حداکثر برسد که با افزایش تولید و بهبود کیفیت چای ایرانی همراه باشد . به عبارت دیگر در این بررسی نشان داده می شود که نه تنها رابطۀ معکوس بین این دو مقوله وجود ندارد ، بلکه رابطۀ مستقیم نیز می تواند از حالت انحنایی به حالت خطی برسد ، به عبارت دیگر افزایش تولید نه فقط تا محدوده های معین بلکه تا حد نهایی ظرفیت تولید داخلی ، می تواند به طور یکنواخت رفاه مصرف کننده را بالا ببرد .

بحث بعدی این است که اگر ضابطه بهینه سازی را شامل رفاه مصرف کننده به اضافۀ اشتغال در رشته تولید بدانیم ، باز می توانیم با افزایش بهره وری و مرغوبیت به بهینه سازی دوگانه برسیم . اگر بپذیریم که اشتغال در تولید چای در واقع به دلایل طبیعی و فنی و اقتصادی ، جایگزین دیگری ندارد یا جایگزینی آن بسیار محدود است ، آنگاه در می یابیم که افزایش تولید ، بهبود مرغوبیت در فرآوری کشاورزی و صنعتی به اضافه افزایش کارآمدی می تواند بهینه سازی جامع را هم به نفع تولید کننده ( طیف گستردۀ عاملان تولید ) و هم به نفع مصرف کننده بر عهده بگیرد .

حل مسئله بهینه سازی – که در این بحث تا حدی از طریق روابط انتزاعی ریاضی اما عمدتاً از طریق تحلیل واقعیت و پیش فرض های واقعی در این رشته صورت می گیرد – ناگزیر باید از مسیر تجارت خارجی عبور کند . تا زمانی که واردات چای در اختیار گروه های سودجو و بی توجه به ضرورت های تولید ملی و رفاه قیمتی – کیفی مصرف کننده صورت می گیرد و تا زمانی که بوروکراسی بی فایده و بی پایه چای به صورت دست و پاگیر و در واقع به ضرر تولید کننده داخلی و رفاه مصرف کار می کند ، شرایط بهینه سازی جامع فراهم نمی آید .

اقتصاد چای باید مبتنی بر حمایت از تولید داخلی و تولید کنندگان آن و نیز مبتنی بر انتقال بخش قابل قبول منابع سود ناشی از تجارت چای به داخل کشت و صنعت باشد . این حمایت و انتقال منابع بیش از هر چیز باید سه عامل بهره وری تولید در مراحل صنعت ( همراه با فن شناسی و آموزش نیروی کار ) ، کیفیت و تنوع محصول و بالاخره رفاه قیمتی – کیفیتی مصرف کننده را در هدف داشته باشد . حمایت یکسره و بی ضابطه همانند واردات بی رویه و سودجویانه هر دو هم رفاه مصرف کننده را به خطر می اندازد و هم ار تبدیل توان بالقوه تولید ملی ( که ثابت می شود بسیار بالا است ) به توان بالفعل جلوگیری می کند . هماهنگی اتحادیه دهقانی چایکاران با سندیکای کارخانجات چای شمال ، نیروی کار صنعتی و خدماتی ، توزیع کنندگان و بالاخره نمایندگان سلیقه و منافع مصرف کننده می تواند به گونه ای مشارکتی – صنفی شکل بگیرد . نهادهای بوروکراتیک موجود ، به واردات سودجویانه و نالازم و مخرب و نادیده گرفتن منافع مصرف کننده و تولید کننده انجامیده است و این می تواند نه تنها از تبدیل امکانات بالقوه به بالفعل جلوگیری کند بلکه می تواند زندگی دهها هزار چایکار و تولید کنندۀ صنعتی را به خطر اندازد .


این مطلب از سایت سندیکای کارخانجات چای شمال نقل شده است .

                                                              http://www.iran-tea.com/fa/articles   

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آذر 1382ساعت 22:46  توسط مهام  | 

 

 

تجميع عوارض

 

 لكه ننگي بر پيشاني مجلس ششم*

 

محسن سیروس 

با پيروزي انقلاب شكوهمند مردم ايران در زمستان سال 1357 و متعاقب آن تشكيل حكومت مردمي, گامي بسوي استقلال ميهن عزيزمان به پيش رفتيم . مردم ايران كه با تقديم خون عزيزان خودبه هدف مقدسشان كه همان استقلال و آزادي بود دست يافته بودند , اينبار در مواجهه با چالشي جديد در جنگ نابرابر 8 ساله از وجود پاكترين و عزيزترين فرزندان خويش گذشته , به اميد فردايي آباد و آزاد پاي در ميدان جهاد نهادند و حيات انقلاب را بيمه كردند .

در اين مدت فشارهاي مختلف خارجي از يكسو و كمبود اعتبار و صرف اعتبارات جاري كشور در جبهه هاي نبرد در شرايط ويژه آن روزها , موجب شد دولت نتواند در بخشهاي زيربنايي اقتصاد از جمله توليد سرمايه گذاري نمايد و مبلغي هم باقي نمي ماند كه براي توسعه و نوسازي صنايعي كه در اوايل انقلاب ملي !  شده بودند صرف شود . در آن شرايط تنها لطف دولت به صنعت داخلي آن بود كه صنايع كشور را به حال خود رها كرده و از ظرفيتي كه مي توانست كارايي داشته باشد نيز تا حدودي استفاده شود .  از طرفي خيل عظيم مصرف كنندگان داخلي كه بخشي از آنها تا قبل از فاجعه اصلاحات اراضي خود در زمره توليد كنندگان بوده  و اينك به جمع مصرف كنندگان بي هنر شهرنشين پيوسته بودند موجب شده بود ظرفيت بزرگي در بازار داخلي بوجود آيد كه نتيجه آن مشخص است : پيشي گرفتن تقاضاي كالاي مصرفي بر عرضه در بازار كشور كه بايد در اين ميان سازماني بعنوان متصدي تنظيم بازار ايفاي نقش كرده و با تامين كالاي مصرفي نياز بازار را برآورده مي نمود و در پي آن نظام توزيع گسترده اي به منظور تغذيه بازارتشكيل ميشد . اين مساله موجب ظهور و رونق گرفتن فعاليت جديد و پرسودي بنام دلالي شد كه تا بحال روز بروز بر رونق آن افزوده شده است . همان عزيزاني كه چون زالو به جان اقتصاد مفلوك اين مملكت افتاده اند و خون ملت را مي مكند و به ريش ملت ميخندند و مرتب تشويق ميشوند .    

پس از پايان يافتن جنگ تحميلي و شروع بازسازي كشور گويا همه يادشان رفت كه چيزي بنام توليد ملي چرخ اقتصاد كشور را بحركت در مي آورد و براي تامين نياز مردم دست به دامن توليد كنندگان خارجي شدند و بجاي سرمايه گذاري هاي جزيي روي صنايع نيمه تعطيل داخلي كه منجر به توسعه درامد ملي و ايجاد اشتغال و ايجاد ارزش افزوده براي كشور ميشود با چندين برابر هزينه در همه اين سالها درآمد نفت را دودستي تقديم توليد كننده خارجي و دلالان محترم كرده و براي عزيزاني كه از آن طرف مرزها براي حال و آينده اقتصاد ايران برنامه ريزي ميكنند ايجاد ارزش افزوده و اشتغال نمودند . در همه اين مدت به جاي اينكه درآمد نفت در توليد سرمايه گذاري شود سالانه بالغ بر 15ميليارد دلار واردات كالاي مصرفي به كشور داشته ايم . بجاي سرمايه گذاري در كشاورزي گندم را از خارج خريديم و بزرگترين وارد كننده گندم دنيا شديم تا روستاهاي ايران خالي از سكنه شوند و كشاورزي ديگران رونق گيرد . تخصيص اعتبار 600 ميليو ن دلاري براي راه اندازي نيشكر خوزستان را به تعويق انداختيم تا طي چند سال بيش از 6 ميليارد دلار از درآمد كشور را صرف خريد شكر از خارج نماييم . جهت گيري يارانه ها را بجاي توليد به سمت مصرف هدايت كرديم  و بجاي ايجاد فرهنگ مصرف صحيح , مصرف زدگي را ترويج كرده ايم تا مصرف بيش از حد و غير اصولي عاملي براي توجيه واردات غير ضروري بسياري از كالاها باشد . در راه تخصيص اعتبار براي راه اندازي طرحهاي توليدي – صنعتي همواره كارشكني كرده ايم ولي براي وارد كردن فلان كالاي مصرفي بدون كوچكترين مشكلي مجوز صادرشده است و همواره از واردكنندگان بخاطر تامين نياز مردم قدرداني كرده ايم !!.

پس از يكسان شدن نرخ ارز , گل اميد در دل بسياري از  دوستداران سربلندي ايران زمين شكفته شد . چرا كه از آن پس واردات بسياري از كالاها بخاطر قيمت برابر ارز دولتي با ارز آزاد فاقد هرگونه توجيه شده و زمينه براي رونق توليد از طريق افزايش مصرف كالاي ايراني نسبت به خارجي فراهم ميشد . ولي اين حركت نيز با هنرنمايي مجلس خنثي گشته , يكباره زمينه فعاليت همان كساني كه سالها قيمت ارز را دونرخي نگهداشته بودند فراهم شد و زمين گير كردن توليد ملي در دستور كار قرار گرفت و شعله اميد دردل توليد كننده اي كه با كيمياي كار و كوشش و بدون كوچكترين حمايتي نسبت به رقيبان خارجي هدفي مقدس را دنبال ميكند خاموش شد . آري مجلس محترم دست بكار شده و قانون جديدي براي حمايت از خادمان واقعي اين ملت ! كه همان واردكنندگان و دلالان بين المللي هستند اختراع فرمود تا خيال چند گروه را راحت كند .1- خيال توليد كننده را كه ديگر ميدانست هيچوقت نميتواند كمرراست كند  و بايد خانه نشين شود   2- خيال مردم را كه دانستند ديگر هيچكس حاضر نمي شود با وجود شرايط سهل براي واردات , در ايران سرمايه گذاري توليدي كند و در نتيجه شغلي  براي فرزندانشان ايجاد نخواهد شد 3- بسياري از توليد كنندگان خارجي كه در پي اشباع بازارهاي دنيا همواره در پي فتح بازارهاي جديد براي فروش توليدات بعضا از رده خارجشان ميباشند 4-  وارد كنندگان محترم كه خيالشان راحت شد ديگر هيچ قدرتي نميتواند در راه خدمت رسانيشان به اين ملت خللي ايجاد كند . تجميع عوارض بعنوان لكه ننگي كه بر پيشاني مجلس ششم خواهد ماند به نگراني همه اين عزيزان خاتمه داده و ايران را بدون واگذاري كوچكترين امتيازي به توليد ملي بطور غير رسمي عضو WTO كرده و بزرگترين منطقه آزاد تجاري دنيا را به جهانيان معرفي نمود .

  آري در كشوري كه دولتمردان آن براي دستيابي به استقلال اقتصادي شعار ميدهند , اينگونه با واژه مقدسي بنام توليد ملي برخورد مي شود . نظريه پردازاني كه همواره در خدمت اربابان فئوداليسم صنعتي قلم زده اند از تمام امكانات موجود براي ناتوان جلوه دادن توليد كشور و نابودي لكه ننگي بنام توليد ملي استفاده مي كنند و جالب اينجاست كه در اين هجوم خانمان برانداز از همه طرف همراهي ميشوند . غافل از اينكه اگر واردات به سود مردم دنيا بود كالاي مورد نياز خود را وارد ميكردند و مصرف كننده محض بودند و اصلا كسي به فكر توليد نبود .  

 نتيجه كار هم عيان است : 1- از حركت ايستادن چرخ توليد ملي 2- پايين آمدن سطح درامد سرانه 3- پايين آمدن نرخ اشتغال و بالا رفتن تعداد بيكاران 4- گسترش فقر و فساد و ناهنجاريهاي اجتماعي  5- رسيدن به مرز بي هويتي فرهنگي و ملي و در نهايت تسلط دوباره اجانب بر منابع حياتي و اموال خدادادي و موقعيت منحصربفرد اين ملت . (موئيد اين مطلب كاهش چشمگير درآمد سرانه مردم ايران در سالهاي گذشته مي باشد كه سير نزولي آن ادامه دارد ) .          

سالهاست تمام مراحل اين پروژه با كمك بي دريغ خادمان واقعي ملت !! با موفقيت در حال اجراست و گردانندگان آن سرمست پيروزي بر ملتي خون دل خورده كه در راه بدست آوردن استقلال و رسيدن به آرماني مقدس عزيزترين داشته هاي خود را فدا كرده اند . بزرگترين دستاورد انزوا و ناكامي توليد در ايران همين است و بس .

      دلم از اين خرابيها بود خوش زانكه ميدانم        خرابي چونكه از حد بگذرد آباد ميگردد


* اين مقاله در صفحه 3 روزنامه كاروكارگر در تاريخ 3/9/1382  زير عنوان : (( دستاورد واردات , انزوا و ناكامي توليد داخلي )) با اندكي تغييرات (سانسور) به چاپ رسيده است

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آذر 1382ساعت 21:23  توسط مهام  | 

Google Groups
اشتراك در IranEconomy
:نشانی پست الکترونیک
بازدید از این گروه