پيشنهادی برای چگونگی صرف درآمدهای حاصل از خصوصی سازی در کشور:
طرح پيشنهادی برای تاسيس ؛
صندوق سرمايه گذاری ملّی
نوشته : محسن سيروس - مهر۱۳۸۵
الف) مقدمه :
بحث واگذاری و فروش دولت که در بسياری از نقاط دنيا با عنوان سياستهای تعديل ساختاری توصيه شده توسط بانک جهانی و صندوق بين المللی پول شناخته شده است ، در بسياری از نقاط دو نتيجه عمده زير را در پی داشته :
1- تعديل نيروی انسانی و کمک به بزرگ تر شدن لشکر بيکاران در کشورهای مورد مطالعه به اين ترتيب که در بسياری از کشورهای اجرا کننده اين سياستها نيروی انسانی شرکتها را که سرمايه واقعی آن سازمانها هستند ، سدّ راه بهره وری و سود آوری معرفی کرده و همواره اولين گام اصلاح فعاليتها را بجای اصلاح مديريت ، در اخراج و کاهش تعداد کارکنان معرفی کرده اند . ( که خارج از بحث اين نوشتار است )
ب) صرف کردن بی برنامه درآمد های حاصل از فروش دارائی های ثابت دولت در هزينه های جاری و بزرگ شدن هرچه بيشتر دولت ها که در سالهای بعد نتيجه خود را در بروز کسری بودجه و تورم افسار گسيخته و . . . نمايان کرده است .١
در هر حال و جدای از مباحث بالا ،کوچک سازی دولت با هدف افزايش بهره وری بنگاه های اقتصادی زير تملّک دولت ، يکی از الزامات پيش روی کشور است که اگر به آن پرداخته نشود بدون شک در آينده نزديک ساختار اقتصاد ايران را با بحرانهای متعددی روبرو خواهد ساخت . در زير به بررسی روند خصوصی سازی در ايران و ارايه راهکارهايي برای استفاده ی مطلوب از فرصت موجود اجرای اصل44 قانون اساسی مي پردازيم .
ب) طرح مسئله :
استفاده ی بهينه از سرمايه ملی و ارتقای کيفيت زندگی در ايران عزيز ، همواره دغدغه ی پايان ناپذير همه دوستداران اين سرزمين بوده است . تجربه ی نزديک به دو دهه خصوصی سازی در کشور و پس از آن اجرائی شدن اصل44 ،جدای از نتايج تاسف بار بدست آمده آن در تعديل سرمايه های انسانی شرکتها و موسسات خصوصی شده ، نشانگر آن است که دولتها همواره منابع پولی بدست آمده از خصوصی سازی را در مراحل مختلف خصوصی سازی بعنوان جزئی از منابع مالی جاری خود صرف کرده و به مصرف امور جاری کشور ميرسانند . به عبارتی در جريان خصوصی سازی ، دارائی ثابت دولت همواره کاهش پيدا کرده است بدون اينکه در جايي ديگر به سرمايه تبديل شود يا حتا به صورت شفاف و برنامه ريزي شده به کار گرفته شود و نتيجه نامبارک آن نيز در بالا رفتن سرمايه هايي که به پشتوانه ی واردات تبديل ميشوند ، فربه تر شدن بخشهای مختلف دولت ، کسری پياپي بودجه در سالهای گذشته که در پي بزرگتر شدن هزينه ها وحجم فعاليتهای دولت به مسئله ای عادی تبديل شده است ، تشکيل لابی های قدرت در بدنه دولت برای چنگ اندازی به دارائی های ثابت و استفاده هرچه بيشتر از اين منابع و يا سامان دادن به منابع مالی دولت به هر شکل ديگری تخصيص داده شده اند خود را نمايان نموده است . سخن اين است که بخلاف روال جاری و مرسوم کشور ، دولت نبايد منابع بدست آمده از فروش دارائيها را به عنوان درآمد نگاه کند . بلکه ثروت ناشی از فروش دارايی را بايد در يک سيکل تعريف شده و مطمئن به مصرف سرمايه گذاری و ايجاد مالکيت و توليد ثروت جديد برساند . شايد اين نکته به ذهن خطور کند که ادامه فعاليت و ورود مجدد دولت به بحث سرمايه گذاری و فعاليت اقتصادی با روح کلی اصل 44 قانون اساسی مغايرت دارد و خلاف مقررات کشور است . هدف اين نوشتار ارائه راهکاری است برای حرکت در مسيری که دارائي پولی حاصل از خصوصی سازی با بهترين استفاده ی ممکن و در جهت نيل به توسعه همه جانبه و دستيابی به شاخصهای قابل قبول رفاه ، به رفع هرگونه ناهنجاری از سيمای اجتماعی و اقتصادی کشور بپردازد . برای اين منظور برنامه اي با دو محور اساسی پيشنهاد ميشود . هدف کلي اين برنامه عبارتست از :
1- کمک به توسعه شتابان فرهنگی ، که طبق تجربه ی همه کشورهايي که توسعه يافتگی را بصورت درونزا تجربه کرده اند ، فرهنگ توليد محور ، تعهد ملی و سطح آگاهی عمومی در قالب باورهای فرهنگی ملّتها ، به عنوان نيروی محرکه اصلی کشور برای نيل به توسعه يافتگی در سطح کلان اقتصادی- اجتماعی نقش خود را ايفا کرده است .
2- ايجاد موتور محرک سرمايه گذاری ملی؛ با هدف ايجاد اشتغال مولّد جديد ، ساماندهی و اجرای طرحهای مولّد جديد اقتصادی با سرمايه گذاری مردمی و حفظ و استفاده ی مطلوب از منابع مالی حاصل از فروش دارائيهای سرمايه ای دولت به بخش خصوصی که به افزايش توليد ثروت و مشارکت مردم در بدنه ی اصلی اقتصاد (توليد) منجر خواهد شد .
با توجه به اينکه طبق برنامه حجم واگذاري ها در طي 10 سال آينده مبلغی بالاتر از يکصدهزار ميليارد تومان٢ را در اختيار دولت قرار خواهد داد ، در ادامه به توضيح و چگونگی اجرای مباحث مطروحه ميپردازم .
1- کمک به توسعه ی شتابان فرهنگی :
با توجه به اينکه منابع مالی اختصاص يافته به بخش آموزش و پرورش کشور بدون لحاظ کردن ماموريت خطير آن در پرورش استعدادها و تامين نيروی انساني متعهد برای ساخت آينده ميهن ، طی ساليان متمادی و در دولتهای مختلف همواره رقمی غير قابل قبول را تشکيل داده است ( برای نمونه نگاه کنيد به بودجه ی آموزش و پرورش در سال 1387 که با 6هزار ميليارد تومان کسری مواجه بوده است٣ ) که همين مسئله با وجود تلاشهای غير قابل انکار دست اندرکاران بخش ، به ناتوانی نظام آموزشی کشور و پايين آمدن سطح کيفي آموزش انجاميده و بخش آموزش را به روزمره گی انداخته و با روندی فرسايشي مواجه کرده است . پيشنهاد ميشود مبلغ 20 درصد از درآمد حاصل از اجرای بند ج اصل 44 ، بصورت عملياتی به بخش آموزش و پرورش تزريق شود که خروجی آن بدون شک عاملی برای رشد شتابان و حرکت به سوی توسعه ی پايدار خواهد بود . بی توجهی به آموزش و پرورش به خصوص در بخش ابتدايي که سازنده ی شاکله ی فکری نيروی انسانی و مديران فردای کشور است ، چه بخواهيم و چه نخواهيم ، چه خوشمان بيايد و چه خوشمان نيايد ، روندی را به پيش ميبرد که در آينده نزديک کشور را دچار دردهای مزمني خواهد کرد و بدون شک ضربه های جبران ناپذيری را در ميان مدت و بلند مدت به بدنه اجتماع و تمام فضای عمومی کشور تحميل خواهد کرد . تغيير ارزشها و نگرش اجتماع نسبت به همه ی امور زندگی روزمره و اصولا فلسفه ء زندگی ، جامعه ای ضدّ توليد ( در همه ی ابعاد آن ) ، وابسته و متمايل به مصرف کنندگی محض را برای آينده ی اين سرزمين مقدس به يادگار خواهد گذاشت که رگه هايي از آن هم اکنون در سطح جامعه براحتی قابل لمس است . با اختصاص بودجه ی ياد شده در بخش آموزش و پرورش، کشور از سرمايه گذاری مولّد و بسيار پرسودی بهره مند ميشود که آينده ای بسيار درخشان در اقتصاد و فرهنگ کوچکترين حاصل آن است . اين مهم به مراحل زير تقسيم بندی ميشود :
1-1- افزايش درآمد معلمان در مقاطع مختلف تحصيلی ؛ طی مکانيزمی که تعريف خواهد شد ، درآمد معلمان بايد برای کوچک و ريشه کن کردن مشکلات معيشتی آنان بالا رفته و به تدريج به سطح استاندارد های دنيای توسعه يافته نزديک شود ، اين مسئله موجب خواهد شد تا با ريشه کن شدن مشکلات معيشتی اين قشر عزيز که بطور طبيعی مشکلاتی را به سيستم آموزشی تحميل ميکند ، بسياری از تاثيرات منفی مشکلات روزمره ی زندگی از نظام آموزشی کشور رخت بربندد و نظام آموزشی کشور گامی بسوی شکوفايي به پيش رود .
1-2- بروز رسانی دانش آموزگاران ؛ که جزء لاينفک پويايي نظام آموزشی است و به سامان دهی معيشت آموزگاران متصل است و نميتوان آنرا ناديده انگاشت به صورت ايجاد فرصتهای مطالعاتی و آموزشی ويژه برای آموزگاران مقاطع مختلف تحصيلي ( با اولويت مقطع ابتدايي ) و بروز کردن دانش معلمان ( با توجه به موارد تخصصی آنان ) در راستای اهداف آموزش ملّی و توسعه فرهنگی کشور جهت هرچه بالاتر بردن کيفيت آموزش .
تبصره : طی ساليان متمادی ، در کشور مطرح بوده و امروز نيز هست که بودجه ای را صرف محروميت زدايي از مناطق محروم نمايند4 که امری بسيار مبارک و دارای هدفی ارجمند است . اعتقاد دارم تازمانی که عامل توسعه ی فرهنگی در ميان مردم بزرگوار آن مناطق ، به عنوان پيش نياز اصلی توسعه خود را بروز ندهد ، تنها و تنها شاهد اتلاف سرمايه های ملّی خواهيم بود . در اين صورت نهايت کاری که انجام ميگيرد آن است که چند صباحی آن مناطق عزيز را که پاره های تن ميهن هستند و مردمشان نيز پاره ی تن ملّتند و بدون شک رفاه و رشد و بالندگی آنان انگيزه و هدف نگارنده ی اين سطور است ، به رنگ و لعاب زيبايي در مياوريم که بدون پشتوانه لازم فکری و عقيدتی و در اثر کژفهمی و استفاده ی نامناسب از امکانات و فرصت ايجاد شده بخاطر عدم وجود انگيزه و باور فرهنگی لازم ، نمی توانيم از سرمايه گذاريهايي که صورت ميگيرد استفاده ای مطلوب و در شان مردم عزيز آن مناطق نماييم5 . به تحولات چند دهه ی اخير دنيا توجه کنيد ، مردم کشورهای آسيای جنوب شرقی(6) نشان داده اند که بدون پشتوانه ی بزرگ مالی ، بدون دارابودن منابع طبيعی بکر و فراوان ، بدون دارابودن منابع سرشار نفت و گاز دنيا ، بدون دارا بودن مزيتهای نسبی طبيعی در بسياری از شاخه های توليدی دنيا ، بدون دارا بودن فرصتهای بکر سرمايه گذاری در کشورشان که اگر بکار گرفته شوند بايد از نصف کره ی خاکی فقط نيروی کار وارد کشور کنند ، بدون دارا بودن سابقه ی چندين هزار ساله در توليد و تامين علوم تجربی دنيا و . . . و با داشتن باورهای قوی و توليدگرای فرهنگی ( منظور توليد در معنای خاص اقتصادی نيست ، توليد در معنای عام کلمه و در همه شئون زندگی روزمره ی مردم را عرض ميکنم ) و انسجامی مثال زدنی ثابت کرده اند که باورهای فرهنگی و اعتقاد به کار و توليد ثروت ، بزرگترين و اصلی ترين پيش نياز توسعه و ثروتی بوده است که در سايه ی آن توانسته اند موقعيت خود را در دنيا تثبيت نمايند و نشان داده اند که مردم دنيای توسعه نيافته بصورت عمده از ناحيه ی فرهنگ و به خاطر دارا بودن فرهنگ ضدّ توسعه و افتادن در ورطه ی روزمرّگی ناشی از آن به روزی مي افتند که فقط برای گذران زندگی روزانه ی خود به کمک مستمرّ ديگران محتاجند . در کشور ما نيز منهای بی عدالتی هايي که سالهاست در تخصيص اعتبار به برخی مناطق روا داشته شده است ، نمی توانيم نقش عامل فرهنگی را بي اثر بدانيم و در صورتی که سرمايه گذاری کوچکی در آموزش عمومی و با محور فرهنگ توسعه محور و توليد گرا در فضای عمومی کشور داشته باشيم و همزمان برای اصلاح وضع معيشت و بهبود زندگی عزيزان مناطق محروم اقدام نمائيم ، مردم اين مناطق خودشان به موتور اصلی حرکت و توسعه تبديل خواهند شد و ميتوانند با پشتيبانی سرمايه ای توسط دولت و عزم و اراده ای که بصورت خودجوش درآنها پديد خواهد آمد ، مشکلات و معضلات زندگی را از پيش پای بردارند و آثار هرگونه محروميت و بي عدالتی را از زندگی خود بزدايند و به رفاهی که هدف و مطلوب نظر همه ی ملت است دست يابند . فقط در اين صورت است که سرمايه گذاری توسط دولت در آن مناطق نتيجه بخش خواهد بود ، چرا که اينبار کشور از پشتوانه ی مردمی خوبی که موتور محرکه ی همه ی سرمايه گذاری های پولی محسوب خواهد شد برخوردار ميشود .
2- ايجاد موتور محرک سرمايه گذاری ملي :
آنچه که پس از فرايند خصوصی سازی در کشور همواره شاهد آن بوده ايم ، واريز درآمد حاصل از خصوصی سازی در هزينه جاری دولت است . برخلاف آنچه که در تجارب سالهای گذشته خصوصی سازی به وقوع پيوسته و با توجه به روح کلي سياستهای ابلاغ شده بند ج اصل 44 که : (( دولت را از ورود به هرگونه فعاليت جديد اقتصادی منع ميکند ، گسترش مالکيت در سطح عموم مردم را خواستار است ، ارتقاء کارايي و بومي کردن فناوری را خواستار است ، افزايش سهم بخش خصوصی و تعاونی را در اقتصاد خواستار است ، افزايش سطح عمومی اشتغال را خواستار است و تشويق اقشار مختلف مردم به پس انداز و سرمايه گذاری را هدف قرار داده )) ، درآمد حاصل از فروش شرکتهای دولتی بايد به دور از هرگونه بحث حاشيه ای به عنوان پشتوانه ای برای توسعه ی تکنولوژيک کشور و تاسيس صنايع جديد و گسترش سرمايه گذاريهای مولد توليدي صادرات گرا و جهت دهنده ی سرمايه گذاريهای مردمی و تاُمين کننده ی منابع مالي پروژه های بزرگ اقتصادی که مالکان و پيش برندگان آنها مردم خواهند بود تبديل شده و يک سيکل طبيعی سرمايه گذاري را برای آينده ی کشور به ارمغان آورد . اين سيکل طبيعی سرمايه گذاری که کل فضای ملی را پوشش خواهد داد به صورتی تعريف شده و هدفمند 80 درصد از سرمايه ای را که در پی خصوصی سازی بزرگ به جيب دولت واريز ميشود به حرکت درآورده و در حالی که مالکيت آنرا ملّت ايران درحساب ويژه ای که به اين منظور و زير عنوان صندوق سرمايه گذاری ملّی تشکيل خواهد شد در اختيار دارد ، اصل سرمايه را پس از طی مراحل مختلف پروسه ای که در زير خواهد آمد دوباره به صندوق باز ميگرداند و سيکل طبيعی سرمايه گذاری را در بلند مدت نيز پوشش خواهد داد . نتيجه ی طبيعی اين فرآيند ، حفظ درآمد پولی ناشی از فروش موسسات دولتی ، ايجاد اشتغال مولّد ، استفاده ی بهينه از ظرفيتهای اقتصادی کشور ، ورود و تسلط مردم بر اقتصاد کشور ، بکارگيری هدفمند سرمايه های پولی ريز و درشت مردمی ، بالا رفتن سطح عمومی رفاه و گسترش و بازتوليد ثروت ملّی خواهد بود . مقدمات روند اجرائی برای تشکيل صندوق سرمايه گذاری ملّی به انضمام برخی از پيش نيازهای آن در زير مي آيد ؛
2-1- اصلاح قوانين ضدّ توليد و سالم سازی فضای کسب و کار ضروري است ؛ طبق گزارشهای متعدد موجود که از طرف مراجع رسمی اقتصادی دنيا منتشر ميشود ايران عزيز در موضوعات مختلفی مانند : منابع مالی ، منابع طبيعي ، منابع انسانی ، فرصتهای بکر سازندگی و کار و توليد ، بازار و . . . همواره در ميان 20 کشور بالا جدولی دنيا قرار دارد و اين در حالي است که متاسفانه در زمينه ی سطح رفاه عمومی طبق گزارشهای مختلفی که توسط نهادهای جهانی منتشر شده است در رده های ی هشتاد تا يکصدو پنجاهم قرار گرفته ايم6 . اين فاصله ی معنی دار بين رديفهای 20 تا 150 که در طول سالهای متمادی و در يک روند روبه تنزّل طبيعی شکل گرفته است ، دلايل بوجود آمدن خود را در استفاده ی بسيار نامناسب از فرصتها و منابع و فرارسرمايه های ملّی در اثر عدم وجود استراتژی توليد گرای ملّی نمايان ميکند . تا زمانی که بخش های توليدی کشور با مشکلات خاص دست و پنجه نرم ميکنند و حمايت هدفمند و فراگير ملّی برای شکوفا شدن آنها وجود ندارد7 و تا زمانی که سود هر واحد از سرمايه گذاری در انواع بخشهای سربار اقتصاد ، از دلالی های گوناگون گرفته تا انواع مشاغل خدماتی و . . .۸ ، از فعاليت در رشته های مختلف توليدی بيشتر است ، نميتوان انتظار استقبال عمومی از سرمايه گذاری های توليدی را از مردم داشت که دليل آن هم کاملا منطقی است . در همين زمينه ، در گزارش ساماندهی شرکتهای دولتی که سازمان برنامه در سال 1377 تهيه کرده بود آمده که بخش خصوصی به هيچ وجه آمادگی و توان و انگيزه ی مشارکت در فعاليتهای توليدی را ندارد9 . از طرفی زمينه سازی برای حضور صنعتگران و توليد کنندگان واقعی و متعهد برای نيل به بهترين کيفيت توليد در رشته های مختلف ، با هدف توليد برای بازارهای صادراتی و جلوگيری از دست اندازی دلالان ثروت که با نام توليد وارد کارزار ميشوند و بر سر سفره ی توليد می نشينند و با بدست آوردن سود های مقطعی و خاص به هر نحو ممکن ، توليد کننده ی ايرانی را بدنام کرده و در پی بی تعهدی ذاتی خود نسبت به ملّت ، موجبات اخلال در نظام توليدی کشور را فراهم ميکنند 10 بسيار ضروری مينمايد . با وضع قوانين حمايتی و بازدارنده ی محکم و حذف قوانين ضدّ توليد و ايجاد چارچوبهای امن و مطمئن برای کار آفرينان و بخش معتقد و متعهد به توليد ملّی گامی اساسی به پيش خواهيم رفت .
2-2- سرمايه گذاری برای ايجاد بنگاه های جديد توليدی - اقتصادی ؛ طبق تجربه ی بدست آمده از فرآيند خصوصی سازی ، در صورت ورود شرکتهای دولتی به بورس سرمايه گذاری جديدی در کشور صورت نمي گيرد و تنها نتيجه ی اين فرايند انتقال شرکتها از بخش دولتی به بخش خصوصی و عمومی خواهد بود . از طرفی سرمايه های کوچک مالی در دست مردم به خودیِ خود توان انباشت و تبديل شدن به سرمايه گذاری های بزرگ مالی جديد را ندارند ، موءيد اين مطلب گزارش سال2006 بانک جهانی است که تاکيد کرده بود : بخش خصوصی تنها 20 درصد از سرمايه گذاري های احداثی دنيا را انجام داده است11 . با توجه به اين موضوع ، بهترين راه ممکن برای گسترش مشارکت مردم وافزايش حضور آنها در پروژه های توليدی از طريق بورس ميباشد . با ذکر اين مقدمه ، دولت نبايد و نمی تواند در گوشه ای نشسته و مردم را به پس انداز و انباشت سرمايه و سرمايه گذاری تشويق کند ، چرا که نتيجه ی چندان اميدوار کننده ای در پی نخواهد داشت و تنها ثمر آن از دست دادن فرصتی است که برای سازندگی کشور در اختيار داريم . دولت بايد وارد عمل شده و کمی از نقش تعريف شده در ابلاغ اخير فراتر رود و در عين اجرای کامل موارد خواسته شده در ابلاغيه ی بند ج اصل 44 مبنی بر دور بودن از فضای اقتصادی و حضور به عنوان ناظر اقتصادی ، با استفاده از منابع مالی صندوق سرمايه گذاری ملّی ( که در بند 2 آمد ) به عنوان خط دهنده ی مسير سرمايه گذاری های مردمی در فضای اقتصادی کشور ايفای نقش کند که چگونگی تحقق اين مهم در ادامه ی بحث مي آيد .
2-3- انباشت سرمايه های مردمی و پس انداز که به سرمايه گذاری های جديد آنان منجر خواهد شد ؛ تحقق اين مسئله که بخشی از روح کلّی حاکم بر سياستهای اصل44 ميباشد ، به طور مشترک بر عهده ی دولت و ملت است ، چرا که دولت بدون پشتوانه ی مردم قادر به گرداندن چرخهای اقتصاد کشور نيست و مردم هم متقابلا بدون جهت دهی و حمايت های تضمين شده ی دولت قادر به انجام اين مهم نيستند . در کنار تاُمين اعتبار برای انجام و به بهره برداری رساندن پروژه هايي که توسط بخش خصوصی به اجراء در مي آيند توسط دولت ، در اينجا بخشی از دولت ماُمور انجام سرمايه گذاری و به ثمر رساندن آن برای واگذاری به مردم ميشود . بدين صورت که به بخشی از بدنه ی کارشناسی و فنّی دولت به عنوان ناظر بر فضای کلّی اقتصاد کشور و امين مردم ، ماُموريت داده ميشود پس از شناسايي و معرفی فرصتهای سرمايه گذاری در فضای ملّی ، به عنوان مجری سرمايه گذاری های جديد و نه مالک آنها ، فقط به عنوان پيمانکار مجری طرح و تاُمين کننده ی تخصص های مورد نياز پروژه های اقتصادی ، وظيفه ی احداث و راه اندازی صنايع و فرصتهای توليدی – اقتصادی را با تکنولوژی روز دنيا ، ضمن بومي کردن تکنولوژی های مرتبط ، بر عهده گيرند و پس از بهره برداری ، بنگاه های جديد را از طريق بورس در اختيار مردم قرار دهند . دولت با طی کردن اين فرايند در حقيقت به پرچمدار بزرگ سرمايه گذاری های ملي تبديل شده و عاملی برای تشويق بخش خصوصی به سرمايه گذاری در فضای ملی ميشود و موجبات تحرک فضای اقتصاد ملّی را فراهم ميکند بدون اينکه مالکيت جديدي را برای خود بوجود آورده باشد . پيشنهاد ميشود مديريت اين صندوق توسط نمايندگانی از دولت و مجلس و بصورت مشترک صورت پذيرد و مالکيّت آن نيز بنام ملّت ايران باشد تا امکانی برای هرگونه انحراف فعاليت آن از اهداف از پيش تعيين شده وجود نداشته باشد .
2-4- بازگشت سرمايه گذاری های صورت گرفته توسط دولت ؛ دولت که مجاز به ايجاد مالکيت جديد برای خود نيست پس از سرمايه گذاری در فعاليتهای اقتصادی و روشن و هموار کردن راه برای سرمايه گذاری و حضور توده ی مردم در آن و پس از به بهره برداری رساندن بنگاه ايجاد شده ، آنرا از طريق عرضه در بورس يا راههای مرسومی که در آن زمان متداول است و به قيمت روز به بخش خصوصی فروخته و سرمايه ی حاصل از فروش را که معادل ارزش پولی بنگاه مورد بحث در زمان به بهره برداری رسيدن ميباشد به صندوق سرمايه گذاری ملّی واريز ميکند تا به مصرف سرمايه گذاری های جديد در آينده برساند . فروش بنگاه ايجاد شده توسط دولت به قيمت روز آثار منفی تورّم را بر دارائی صندوق سرمايه گذاری ملّی از بين برده و موجب ميشود که دارائی پولی صندوق که بصورت امانت در اختيار دولت است با کاهش ارزش مواجه نشود و ضمن تاُمين مالی و ايجاد و راهبری پروژه های بزرگ اقتصادی در يک سيکل تعريف شده ، همواره کشور در زمانهای پيش روی از پشتوانه ی پولي قابل تکيه ای که در اختيار دارد بهره مند باشد .
پ - جمع بندی :
همانگونه که در سالهای اخير تجربه شده است ، طی کردن هر راهی و با هر منطق و هدف مقدّسی که باشد جز آنچه شرح آن رفت ، دستاوردی جز خرج کردن و به پايان بردن منابع بدست آمده از فرايند خصوصی سازیِ پيش روی را نشان نمي دهد . عدم وجود نقدينگی مورد نياز در بخش آموزش و پرورش که به اعتقاد نگارنده ، بحران بزرگ ملّی است با اندک توجّهی جای خود را به پويايي ساختار فرهنگی کشور ميدهد که ارزش اقتصادی نتيجه ی آن در آينده ی کشور هزاران برابر سرمايه گذاری امروز ما ميباشد . ضمن اين نکته که با سرمايه گذاری های مولّد دولت و واگذاری آنان به بخش خصوصی ، ميتوان به ادامه ی سيکل پس انداز ، انباشت سرمايه ملّی ، سرمايه گذاری مردمی در بلند مدت و نهادينه شدن توليدگرايي در ميان اقشار مختلف مردم اميد داشت . در اثر باز شدن فضای اقتصاد ملّی و ايجاد توان استفاده ی مناسب از استعدادهای ذاتی و بی مانندِ سرزمين عزيزمان است که ميتوان راه را برای تجميع سرمايه های مالی و انسانی بومی ، روشن و هموار يافت . ميتوانيم در اثر استفاده ی بدون تعلل ، بجا و مناسب از اين فرصت مبارک ، پلّه های رشد و توسعه و رفاه را با سرعتی که برای ديگر ملّتهای دنيا غير قابل تجربه مينمايد ، تا رسيدن به سرمنزل مقصود بپيمائيم . ميتوان ساز و کاری تعبيه کرد که با هزينه کردن و انتقال سرمايه گذاری های جديد اقتصادی به مناطق محروم کشور ، همزمان با توسعه ی انسانی اين مناطق که در بند 1 سخن آن رفت ، هدف مقدّس محروميت زدايي از اين مناطق عزيز را که از اهداف اصلی توسعه کشور ميباشد نيز با سرعت و همزمان با بالا بردن نرخ سرمايه گذاری کلّ کشور بالا ببريم و ايرانی آبادتر و آزادتر از هميشه ی تاريخ را به رخ جهانيان بکشانيم .
٭اين نوشتار بصورت طرح ايجاد صندوق سرمايه گذاری ملّی، در مهر ماه1385 به همايش سياستگذاری های اصل44 مجمع تشخيص مصلحت و در خردادماه1386 جهت عملياتی شدن به مرکز بررسی های استراتژيک رياست جمهوری ارائه گرديد که متاسفانه بنا بر دلايلی خاصّ ، تاکنون به اجرا در نيامده است .
٭٭اين نوشتار در تاريخ ۳۰/۲ و ۳۱/۲/۸۸ و ۲/۳ و ۳/۳/۸۸ در چهارقسمت و برای اطلاع هموطنان ، زير عنوان ((طرح پيشنهادی تشکیل صندوق سرمایه گذاری ملی )) ، در صفحه ۱۹ روزنامه اطّلاعات به چاپ رسيده است .


